جامعهشناسي و زندگي روزمره در ايران
|
||
در انتخابات دهم دو جبهه شکل گرفت که در یک جبهه سه کاندید رقیب و در جبهه دیگر کاندید ریاست جمهوری که خودش سکان دولت را بدست دارد قرار دارند. باید تاکید شود که در جبهه منتقدان انتخابات دهم با یک نظریه یکدست درباب تخلف و تقلب در انتخابات مواجه نیستیم. برای روشن تر شدن بحث تفکیک بین دو نوع نظریه تقلب ضروری است. یکی دیدگاه تقلب حداکثری و دیگری دیدگاه تقلب حداقلی است.
در دیدگاه تقلب حداکثری گفته شده است که تعداد قابل توجهی از آراء به نحوی جابجا شده است که تاثیری سرنوشت ساز در نتیجه انتخابات دارد. برای مثال برخی معتقدند که مهندس موسوی با رای بالای 20 میلیون به عنوان رئیس جمهور مردم انتخاب شده اند اما تقلب حداکثری موجب بالا آمدن فردی دیگر شده است. بر اساس این دیدگاه ادعا می شود که حتی مقدمات جشن پیروزی هم فراهم شده بود که برنامه ای از پیش طراحی شده وضعیت را تغییر داد.
دیدگاه دوم به تقلب حداقلی مربوط می شود. این دیدگاه منکر تقلب حداکثری نیست اما اطمینانی هم از تقلب در آن حد ندارد. بر اساس دیدگاه تقلب حداقلی گفته شده است که شواهدی مشاهده شده و اسنادی بدست آمده که وجود تقلب را تایید می کند. طرفداران این دیدگاه اصل را بر تقلب می گذارند و نه بر نتیجه آراء. ممکن است بر اساس بررسی عادلانه مجدد انتخابات به مرحله دوم کشیده شود یا حتی احمدی نژاد با میزان رای ناپلئونی در دور اول رئیس جمهور شود اما آراء واقعی با آمار اعلام شده تفاوت معناداری دارد.
روشن شدن صحت این دیدگاهها تنها با بررسی عادلانه آراء ممکن می شود. در وارسی این آراء باید نمایندگان هر 4 کاندید حضور داشته باشند تنها در این صورت است که می تواند طرفین را متقاعد و تمکین به نتایج کرد.
اما پرسش ما از طرفدارن دیدگاه انتخابات سالم این است که در هیچ دوره ای از انتخابات بعد از انقلاب همه کاندیداهای رقیب به نحوی تقاضای تجدید نظر در اعلام نتایج آراء نکرده بودند و همچنین از تقلب در انتخابات سخن نگفته بودند. در انتخابات دهم هر سه کاندید تقاضا و شکایت خود را تقدیم شورای نگهبان کرده اند. آیا این رخداد خود نمی تواند دلیلی بر این امر باشد که ما با احتیاط بیشتری در مورد سلامت انتخابات سخن بگوییم؟
پرسش دوم اگر روند انتخابات و نتایج آن کاملا در کمال صحت قرار دارد چرا این همه واکنش منفی از وزارت کشور و مسئولین دیده شده است. به سادگی و در کمال آرامش می توان پیشقدم بررسی مجدد شد تا کشور دچار این همه خسارات ناشی از اعتراض نشود.
پرسش سوم این است که طرفدارن نظریه تقلب از علائمی سخن می گویند که ان علائم نشانه های یک انتخابات ناسالم را عیان می سازد. تفسیر شما از این علائم چیست؟ برخی از این علائم شامل موراد زیر است: اول قطع شدن اس ام اس ها توسط هر دو شبکه تلفن همراه قبل از پایان رای گیری(آیا پیش بینی اغتشاش می شده است؟ چه دلیلی برای اغتشاش متصور شده اید؟).
دوم عدم صدور معرفی نامه برای نمایندگان کاندیداهای رقیب در برخی شعب و همین طور جابجایی برخی نمایندگان از شعبی که برای وزارت کشور معرفی شده بودند.
سوم عدم ارسال تعرفه های در برخی شعب با توجه به اعلام پی در پی آن(توجه کنید که تعداد تعرفه های چاپ شده بیشتر از میزان واجدین شرایط بود و در عین حال همه واجدین شرایط هم شرکت نکردند)؟سوم.نامعلوم بودن وضع مابقی تعرفه های استفاده نشد. چهارم اعلام زود هنگام نتایج انتخابات توسط خبرگزرای فارس و الف. خبرگزای الف در ساعت 12 نیمه شب احمدی نزاد را با تعاد بیش از 18 میلیون رای شمارش شده پیروز میدان دانشت این درحالی است که وزرات کشور تا آن ساعت تنها 9 میلیون رای برای احمدی نژاد اعلام کرده بود.
پنجم: فیلتر شدن برخی سایتهای اصلاح طلبان و بسته شدن یک روزنامه اصلاح طلب در شب اعلام نتایج.
ششم: درست در آمدن نظرسنجی که از خبرگزاری فارس در روز انتخابات اعلام شده بود با نتیجه انتخابات. با توجه به اینکه هیچ نظرسنجی دقیقا نتوانسته میزان رای را برآورد کند این نزدیکی برای مخالفان دولت شبه برانگیز است(اگر هم دوستان به چنین کشفی رسیدند خیلی خوب است که مهارتشان را آموزش دهند).
هفتم. عدم اجازه به نمایندگان کاندیداها برای ورود در مرحله تجمیع رای ها.
هشتم: عجله و حول و هراس در اعلام زود هنگام نتایج.
نهم: محاصره ستادهای اصلاح طلبان از همان ابتدای صبح( اگر نتایج برای شما اینقدر عادی و بدیهی است چرا فکر کردید که طرفداران کاندیداهای دیگر باید شورش و بلوا کنند؟ این هوش و درایت را چگونه بدست آوردید؟)
دهم: خبرهای نگران کننده از داخل وزرات کشور و توسط کارمندان وزارت کشور. بر چه اساسی روز بعد از انتخابات یعنی شنبه را برای کارمندان وزرات کشور تعطیل اعلام کردید؟
یازدهم. برخورد نامناسب با مهندس موسوی در شب انتخابات در وزرات کشور(هنگامی که مهندس برای اعتراض از روند بررسی نتایج امده بود).
دوازدهم نتایج انتخابات: اینکه رای کروبی از آراء باطله هم کمتر است با هیچ عقل سلیمی جور در نمی آید. بیشتر بنظر می رسد این نوعی دهن کجی سیسای به شخص کروبی است تا نتایج واقعی ان.
سیزدهم. رای 24 میلیونی احمدی نژاد. با توجه به اینکه هرچه مشارکت مردم بالاتر می رود نبایستی در میزان آراء احمدی نژاد افزوده می شد. برای اینکه احمدی نژاد سهمی در آراء خاموش ندارد. آراء روستاییان نیز سهمش مشخص است و هم میزان مشارکت روستاییان تفاوت چندانی نداشته است. این جامعه شهری است که در انتخابات دوره های قبل سهم کمتری داشته است. بنابراین در بهترین حالت سهم احمدی نژاد همان میزان دوره پیش است.
چهاردهم: برگزاری سریع جشن پیروزی بدون کمترین توجه به اعتراض مخالفان. به نحوی که مخالفان را در عمل انجام شده قرار داده اید.تا غروب دوشنبه بعد از تظاهرات میلیونی مردم اساسا تلویزیون منکر هرگونه اعتراضی بوده است و پوشش خبری به نحوی بوده است که همه مردم از این واقعه خوشحال اند این درحالی است که در شهرهای بزرگ ناراحتی مردم هویدا بود. چرا دولت و تلویزیون تا پیش از حضور میلیونی مردم منکر اعتراض مردم بوده اند.
پانزدهم دستگیری گسترده مخالفان: تعدای از نمایندگان احزاب مشارکت و سازمان مجاهدین و ملی مذهبی ها بدون آنکه اقدامی کرده باشند یا جرمی مرتکب شده باشند دستگیر شده اند. دلیل آن چیست؟آیا پیشگیری قبل از جنایت بوده است؟
شانزدهم: تاخیر در اعلام نتایج شهرها به تفکیک(با توجه به عجله ای که در اعلام نتایج کشوری داشته اید) این شائبه را ایجاد کرد که برای اعلام نتایج تفکیکی نیاز به بازسازی آراء داشته اید.
صدها هزار جان های آزاده امروز و امشب به خیابانها آمده بودند تا نمایش قدرت مردمی را نشان دهند که همواره به جای آنها سخن گفته شد اما از آنها سخنی بیرون نیامد. مردمی که زیر بار مفهوم ملت در طول سالها دفن شده بودند به یکباره سربرآوردند و جنبشی عظیم را سازمان دادند.
امروز مردمی را دیدم که اراده ای پولادین داشتند و آمده بودند تا جشن پیروزی خود را پیشاپیش اعلام کنند.
جماعت عظیمی که آدمی در وصفشان می ماند. عجب جماعتی بودند آن مردمانی که دل بدین راه نهادند و یاد و خاطره انقلاب پدرانشان را زنده کرده اند.
امروز خیانهای انقلاب و آزادی آنچنان از جمعیت پر شده بود که امید پیروزی را دو چندان کرده بود.جانهای مشتاق در کنار هم شعار می دادند. کودکان، زنان، کهنسالان و مردان دیروز و امروز همه امده بودند.
من زنان مسنی را دیدم که به سختی راه می رفتند اما آمده بودند تا بخشی از جریان بی پایان سبز باشند.
من افراد تحصیلکرده ای دیدم که سردسته شعار دهندگان بودند.
دختران جوانی را دیدم که شور جوانی شان را در این راه گذاردند و پسرانی که دیگر صدایی برای بیرون آمدند از دهانشان باقی نمانده بود.
و از نسل گذشته جماعتی دیدم که در حالی می گریستند سرود می خواندند. همه آنها فقط یک چیز می خواستند. آنکه اجازه داده شود برای همیشه سبز بمانند.
بدنهایی دیدم که در کنار یکدیگر نامحرم نبودند. دستهایی دیدی که وقتی بالا می آمدند سبز می شدند.
برای یک زمان تصرف خیابان امری ممکن تلقی شده بود. برای یک برهه می شد شعار داد، می شد فریاد کشید، می شد آزادانه خندید.
همه با هم محرم شده بودند، همه با هم یکی شده بودند.
آنانی که چهارسال پیش با انتخابات قهر کرده بودند و آنانی که بخاطر نه به احمدی نژاد رای داده بودند اینک همگی در کنار یکدیگر بودند. وحدتی است که بناست سنگ جدید دموکراسی در ایران را بنا سازد!
این جماعت نشان دادند که شکافی پرناشدنی بینشان وجود ندارد. جوانان همان چیزی را می خواستند که میانسلان . پدران در کنار فرزندان خود شعار می دادند.
حادثه ای عجیبی بود حادثه امروز و امشب تهران. شگفتا که این همه انرژی از کجا آزاد شده است؟ این همه شور و نشاط بر سر یک هدف مشترک چگونه در برهه ای پدید آمده است؟
لینک گزارش تصویری
http://www.ghalamnews.ir/news-20563.aspx
http://kalemeh.ir/vglb.5b9qrhb0wipe.uwdrurqrf.l.html
مناظره جناب رضایی با احمدی نژاد مناظره بسیار خوبی بود. در واقع این مناظره حرفهای موسوی را تایید کرد و بر دروغ گویی رئیس دولت با زبانی محترمانه و اخلاقی تر تاکید مجدد کرد. امارهای رضایی همان آمارهای موسوی بود اما رضایی با زبانی منسجم تر و مطمئن تر بحثهای خود را به پیش برد.
با پایان یافتن این مناظره احمدی نژاد بخش عمده ای از رای طرفداران خود را از دست داد این در حالی است که آقای رضایی از خود تصویر مثبت و منطقی برجای گذاشت. تا اینجا شکست احمدی نژاد قطعی شد. اما با سیاستی که صدا و سیما برای سخن گفتن از کاندیدای غایب وضع کرد در عمل اوضاع را به نفع احمدی نژاد تغییر می دهد. احتمالا این پاسخگویی احمدی نژاد به آخرین روز تبلیغاتی موکول می شود تا رئیس جمهور به آسانی بدون حضور رقبا بتواند بر مخاطبان خود تاثیر بگذارد و مقداری از آراء را در آن لحظه جابجا کند. باید دید که احمدی نژاد آخرین ترفند خود را چگونه بکار می گیرد. نمی توان منکر تاثیر گذاری لحظه آخر در تبلیغات سیاسی شد. لحظه آخری که به مدد صدا و سیما برای رئیس دولت فعلی فراهم شده است تا آخرین شانس خود را برای نجات از یک دوره ای شدن وی ممکن سازد.
من تصور می کنم میزان رای رضایی بیشتر از پیش بینی ها به وقوع بپیوندد. چرا که نظرسنجی های ملی تا این لحظه به پایان رسیده اند و تغییرات فعلی را اندازه گیری نمی کنند. بسیاری آراء ایشان را تا سقف دومیلیون پیش بینی می کردند اما این مناظره رای ایشان را بسیار بالاتر خواهد برد. این جابجایی بیشتر از جبهه احمدی نژادی ها خواهد بود. به این معنا که طرفداران اخلاق مدار احمدی نژاد به جانب رضایی رو خواهند آورد. در عین حال باید اعتراف کرد جناب رضایی با این مناظره در افزایش یا تثبیت رای اصلاح طلبان نقش جدی تری ایفا کرده است.
صحبتهای رضایی در بخش اقتصادی بسیار جدی بود و بیش از تایید برنامه های خود بیشتر نقد عملکرد دولت فعلی بود. ضعف این مناظره برای رضایی این بود که برنامه های فرهنگی وسیاسی ایشان اساسا مورد اشاره قرار نگرفت واز این رو جامعیت لازم را برای رای آوری فراگیر نداشت.
یکی از نقاط مثبت رضایی این بود که راه را برای تکنیک جنگ روانی احمدی نژاد بسته بود. پیش از این زمزمه هایی از تهدید علیه رضایی برسر شیوه مذاکره به گوش می رسید. جناب دکتر احمدی نژاد پرونده های لازم را برای طرح در مواقع ضروری همراه خود داشت. باوجود انکه رئیس دولت بهانه ای برای طرح این پرونده ها نیافت حداقل سه بار سعی کرد به نوعی جنگ روانی روی آورد. یکی اشاره به مدرک واقعی نه الکی و کلاس رفته وزیران وی بود که طعنه ای به دکترای اقتصاد رضایی بود و دیگری پیش بینی حمله امریکا به ایران از سوی رضایی که همراه با تمسخر از سوی احمدی نژاد طرح شد. و سوم عدم تجربه رضایی در نظام اجرایی و دولتی. در مجموع رضایی آنچنان زیرکانه و در عین حال اخلاقی بحث را پیش برد که حتی احمدی نژاد نتوانست در این جنگ روانی موفق عمل کند. در نهایت هم محسن رضایی برنده مناظره بود و هم اصلاح طلبان. تنها بازنده این میدان احمدی نژاد بود چراکه گلهای زیادی خورد بدون آنکه بتواند گلی بزند!
کروبی شروع خوبی داشت. شروعی که ممکن بود رقیب کنترل خود را از دست دهد و عصبانی شود یا پاسخی برای گفتن نداشته باشد. هاله نور موضوع کمی نبود و کروبی در این زمینه مستند از آیت الله جوادی آملی نقل کرده بود.اما احمدی نژاد توانست خود را کنترل کند و موضوع بحث را تغییر دهد. مخالفت آیت الله جوادی آملی با بحث احمدی نژاد جدی بود اما رئیس جمهور زیرکانه از آن گذشت. او اساسا شیوه بحث خود را تغییر داد تا رقیب دیگر خود را غافلگیر سازد. بر خلاف مناظره با موسوی، این بار او با عدد و ارقام امده بود و بدون توجه به حرفهای کروبی به اعلان گزارش پیشرفتها و موفقیتهای خود پرداخته است. گویا اساس مناظره ای وجود ندارد. کروبی هر از چند گاه حملاتی به او می کرد اما رئیس جمهور ارائه گزارش آماری خود را ادامه می داد. کروبی از همان جایی ضربه خورد که در پست قبلی بدان اشاره کرده بودم. احمدی نژاد قبل از هرمناظره خصوصی ترین مسائل کاندیدای رقیب را در اختیار دارد و در موقع لزوم انها را ارئه می دهد. مهمترین خطر برای کروبی این است که او نیز در جرگه مفسدین اقتصادی مورد نظر رئیس جمهور بپبوندد و ایشان تمامی تلاش خود را بکار گرفتند تا به مردم بگویند که کروبی هم از آن حلقه ای است که پیش از ان سخن گفته بودم. من فکر می کنم تلاش رئیس جمهور بی تاثیر هم نبوده است. تاکید زیاد بر حضور کرباسچی نیز به این شبه سیاسی دامن می زند. تاکید افراطی کروبی بر افرادی چون کرباسچی بین طبقات پایین و فقرا تاثیری معکوس گذاشته است. کروبی به آن اندازه که در جمع کردن رای گروههای خاموش توفیق داشته است در کسب رای طبقات محروم ناکام بوده است. این است رمز آنکه چرا کروبی در نظر سنجی ها نفر سوم انتخاباتی است. شاید اگر کروبی می توانست درباب مدرک احمدی نژاد بحث کند می توانست جنگ را به نفع خود خاتمه دهد. احمدی نژاد دکترای خود را وقتی گرفت که استاندار و مسول دفتر ریاست دانشگاه علم و صنعت بوده است. چگونه ممکن است کسی هم استاندار باشد و هم دانشجوی دکتری(تمام وقت بودن از قوانین دانشجوی دکتری در دانشگاههای دولتی است) همچنین می توانست در این باب تحقیق کند که یک مسول دفتر حوزه ریاست چگونه توانسته هیئت علمی دانشگاه شود. گفتم مناظره شروع خوبی برای کروبی داشت. اما مهمترین نقطه ضعف کروبی این بود که نتوانست حیله نهفته در آمار احمدی نژاد را تشخیص دهد و برملا کند. احمدی نژاد در گزارش آماری و به اصطلاح مستدل خود حیله ظریفی را بکار برد. من این حیله را از قول یکی از دوستان اقتصاددانم آقای حیدری نقل می کنم. احمدی نژاد صرفا بر مبنای میانگین نرخ تورم در چهار سال اول دولتها گزارش خود را ارئه کرد. ما اگر فقط نرخ تورم در دولت اصلاحات توجه کنیم می بینیم که دولت احمدی نژاد بسی ناکارامد بوده است. چهار سال اول دولت خاتمی ما تورمی با نرخ 20 درصد داشته ایم این درحالی است که دولت خاتمی ، دولت را با نرخ تورم 25 درصد تحویل گرفته بود. پس در همان چهارسال اول توفیق خاتمی در این بوده که توانسته نرخ تورم را 5درصد کاهش دهد.اما خاتمی دولت خود را( با میانگین چهارساله دوم) با نرخ تورم 15.8 درصد تحویل داد. اگر نگاه کنیم متوجه می شویم که نرخ تورم در دولت خاتمی در مجموع سیری نزولی داشته است. اما دولت احمدی نژاد بود که نرخ تورم را سیری صعودی بخشید و در چهارساله اول با میانگین نرخ 17 درصد تحویل دولت بعدی می دهد. احمدی نژاد دولت را با نرخ تورمی(میانگین چهارساله) 15.8 تحویل گرفت و با نرخ تورمی 17 درصد تحویل می دهد. حیله قضیه در این است که احمدی نژاد چهارسال اول خاتمی را ملاک قرار داد. هم دولت موسوی و هم هاشمی و هم دولت خاتمی میانگین چهارساله اول نرخ تورمشان کمتر از دولت قبلی شان بوده در حالی که این میزان برای اولین بار در دولت احمدی نژاد سیر صعودی داشته است. حیله ظریف احمدی نژاد در این بود که این روند طبیعی گزارش را مختل کرده است وبرخی اطلاعات را که نتیجه را به نفع او رقم می زد برای ارائه انتخاب کرده است. چنین حیله ای البته در میان اقشاری از مردم سودمند افتاده است. چراکه صرف ارئه مدرک و آمار برای برخی مردم حجت است. کاندیداهای بعدی در فرصت کوتاهی که دارند از طریق تبلیغات تلویزونی شان باید حیله های آماری رئیس دولت را ملاسازند. احمدی نژاد دیشب به شکل دیگری ظاهر شد و حریف خود را غافلگیرساخت. از خود چهره ای علمی ساخت تا بدان حد که به کروبی گفت کاندید انتخاباتی باید کارشناس ارشد باشد و نباید به کارشناسان خود متکی باشد. البته مشکل دولت احمدی نژاد در این است که به کارشناسان خودش متکی نیست.
احمدی نژاد 6 تکنیک جنگ روانی را در مناظره با موسوی بکار گرفته است که برای سایر رقبا درس آموز است.
1. سنگرگیری پشت واژه مردم یا ملت. احمدی نژاد در طول مناظره هرگاه به خواهد نظر خود را معتبر نشان دهد می گوید که ملت اینگونه می اندیشد، ملت اینگونه می خواهد، و کل عملکرد و نظر خود را با نظر ملت یکی می داند و کاندیدها و طرفدارانشان را گویا خارج از ملت به شمار می آورد. مثلا وی گفت که در انتخابات دوره قبل ملت در برابر اینها ایستاد. این درحالی است که ایشان تنها 17 میلیون رای داشته اند و حجم بیش از دو برابر این میزان به ایشان رای نداده اند. ظاهرا آنها بخشی از ملت نیستند. باید مراقب استفاده سفسطه آمیز از ملت بود.
2. پاسخ سوال با سوالات بیشتر. تکنیک دوم ایشان این است که تا جایی که ممکن است از پاسخ دادن طفره می رود و به ارائه سوالات دیگر علیه رقیب می پردازد.
3. پرونده سازی: برای مقهور کردن رقیب و ترساندن آن برخورد امنیتی می کند و پرونده هایی که در شایعات سیاسی ساخته می شود را به عنوان اسناد و مدارک ارائه می کند. این عمل احتمالا برای رقبای بعدی نیز تکرار خواهد شد. اقدامات پیشین رقبا در طول سالهای گذشته تماما مورد داوری احمدی نژاد قرار خواهند گرفت. در واقع مشاورن کیهانی احمدی نژاد این بخش از سند سازی را برعهده دارند.
4. تمسخر و صحبت از موضع بالا. احمدی نژاد انتقاد رقیب را جدی نمی گیرد و از ابتدا با تمسخر بدان می نگرد و با تمسخر بدان جواب می دهد تا نشان دهد که فقط او بر حق است. برخی جملات احمدی نژاد از این قرارند « از شما بعید است آقای...»، یا «اطلاعات شما ناقص است من تعجب می کنم...» یا « اگر بخواهید اینجوری ادامه بدهید کم می اورید...».
5. ادعای مستند بودن حرفها: منبع ااطاعات ایشان فقط خودشان هستند. ایشان هرچه بخواهند امار وارقام تولید می کنند.اما در عین حال به سادگی با عبارات زیر ادعای خود را جلو می برند: « همه می دانند»، «مکتوبات و اسنادش اینجا هست»(اما رو نمی کند. مثل پرونده خانم رهنورد که فقط عکس و مدرکشان را نشان داد و نه سند مسئله دار بودنشان را)، «نامه اش اینجا هست» (باز نه آن را می خواند و نه اثبات می کند)، یک نمونه از حرفهای غیر مستدل ایشان همین بود که گفتند وزارت امورخارجه انگلیس عذرخواهی کرد و شما خبر ندارید. اما ظاهرا فقط ایشان این سند را در اختیار دارند یا اینکه قرار است سندش را تازه جعل کنند.
6. افشاگری. آقای احمدی نزاد با تکنیک افشاگری برای خود محبوبیت کاذب درست کرده است. افشاگری که خود بی سند است و یکی نیست که بگویید وظیفه رئیس جمهور نیست که مفسدان رسوا کند بلکه این وظیفه قوه قضائیه است. این فقط تاکتیک تبلیغاتی است. ایشان همه رقبا را یا به هاشمی یا به خاتمی و یا هر دو وصل می کنند و از این طریق آنها را مورد نقد قرار میدهد. برای آقای کروبی علاوه بر آنکه باید بار مسئولیت دو دولت را بر دوش بکشد احتمالا از مسائل خانوادگی خود نیز باید دفاع کند و از اقداماتش در تمامی دوران مسئولیتش. برای دفاع بهتر جناب کروبی باید اطلاعات کافی از اتهامات کیهان در اختیار داشته باشد. جناب رضایی قطعا به همنشینی با هاشمی و بی کفایتی در دوران جنگ متهم خواهند شد. این ها از نظر احمدی نژاد راه بیرون کردن رقیب از صحنه و مظلوم نشان دادن خود و در نهایت مردمی نشان دادن خود است. عجیب است کسی که در دل قدرت است خود را جدای از قدرت نشان می دهد. این تکنیکها به او کمک می کنند که از پاسخگویی به سوالات انتقادی رقیب طفره رود. اگر رقبا در مقام پاسخگویی به وی بر بیایند بی تردید بازنده خواهند بود و بدین ترتیب احمدی نژاد رقبا را از میدان بدر خواهد کرد.
در مورد مناظره احمدی نژاد و موسوی داوری چندان آسان نیست. اینکه کدام در این مناظره پیروز میدان بوده است و کدام رقیب شکست خورده است بسته به اینکه شما کجا ایستاده اید نتیجه متفاوت می شود. من فکر می کنم کسی در این میدان پیروز نشده است. طرفداران احمدی نژاد از پیروزی وی سخن می گویند و مخالفان او از بی حرمتی و دروغ گویی و شکست او. این جمله که دروغ گویی و بی نجابتی احمدی نژاد بر همگان روشن شده است تنها برای مخالفان احمدی نژاد معنا دار است. اما من میخواهم اعتراف کنم که آنانی که به احمدی نژاد ایمان دارند مناظره او را به دلیل افشاگریی هایش بسیار موفیقت آمیز دانسته اند. احمدی نژاد از همان ترفندی استفاده کرد که چهار سال پیش کرده بود بدون اینکه توضیح بخواهد توضیح دهد چرا در این چهار سال به این شعارها جامه عمل نپوشانده است. مردم فقیری که این سخان احمدی نژاد را شنیدند شاید هم بسیار خوشحال شدند و با خود گفتند که پس این شایعات حقیقت دارد وقتی رئیس جمهور از آن سخن می گوید.
نتیجه گیری من از آن مناظره بسیار ساده است. کسانی که در رای دادن به احمدی نژاد مصمم بودند و یا اندکی تردید داشته اند اینک مصمم تر شده اند که به او رای دهند اما آن جماعتی که در رای دادن به او تردید جدی(اما هنوز احتمال رای دادن به او وجود داشته است) داشته اند اکنون مصمم شده اند که به وی رای ندهند. این مناظره اساسا رای چندانی را جابجا نکرد. فقط طرفداران را مصم تر کرد. در طیف موسوی نیز فقط طرفداران موسوی مصمم تر شدند که رقیب فاقد هر گونه وجاهت اخلاقی و عقلانی است. اما در این میان، طرفداران دو کاندید دیگر(کروبی و رضایی) به هیچ وجه قانع نشدند که از حمایت از کروبی یا رضایی دست بردارند. یعنی سخنان موسوی و احمدی نژاد چنان نبود که از طرفداران رقبای خود بکاهد. ظاهرا مناظره دو کارکرد داشته است. یکی مصم تر شدن طرفداران و دوم جابجایی طیفی از افراد مردد. باید دید در هر مناظره چه میزان از افراد مردد جابجا می شوند. نیاز به توضیح نیست که تشخیص این جابجایی تنها از طریق نظرسنجی های معتبر قابل شناسایی است.